|
|
فراخوان ویژهنامه "زودمرگی و نویسنده ایرانی"
چرا نویسنده ایرانی کم مینویسد؟ چرا خلاقیتش زود میخشکد و به سرعت دچار تکرار بیحاصل میشود؟ چرا اوج و اقبال یک نویسنده بیش از چند سالی نمیپاید؟ چرا نویسندگان بزرگ، شاخص و مطرح ادبیات ما، آثار قابل توجهشان اندک است و به چند اثر محدود میشود؟ چرا گاهی نویسنده ایرانی بعد از یک دوره کار مداوم، نوشتن را به کنار میگذارد؟ چرا نویسندگان مطرح ما وقتی جلای وطن میکنند اغلب دچار افت یا کم کاری میشوند؟ و راز زودمرگی نویسنده ایرانی چیست؟
مطلب کامل
|
دلاوری
دب اولن اونفرت - برگردان: اسدالله امرایی
دب اولن اونفرت داستاننویس جوانی است كه آثارش در مجلات هارپرز، نون، استوری و اگنی منتشر شده. در دانشكاه كانزاس داستاننویسی درس میدهد. چند جایزهی معتبر ملی هم در پرونده خود دارد. بنیانگذار و سردبیر مجلهی پاراكیت هم هست. این داستان از مجموعه داستان دلهدزدیها انتخاب و ترجمه شده. گزیدهای از این مجموعه تحت عنوان «خوان موبایل فروش» با اجازهی نویسنده به همین قلم منتشر خواهد شد. این مجموعه شامل داستانهایی سوررئالیستی تیره و تار است. داستان گذرنامه هم پیشتر از همین نویسنده منتشر شده است.
مطلب کامل
|
چه کسی پشت پرده است؟
مرضیه سبزعلیان
او از شش پله سیمانی پایین میرود. یک در چوبی نیمه باز است و پشت آن از داخل یک پرده ضخیم برزنتی کشیدهاند. دختر پرده را کنار میزند. مادر کرکهای سفید را از روی مانتو میتکاند و از صندلی آویزان میکند. خم میشود تا کفشها را از زیر میز بردارد. چاک سینهاش از یقه تاپ سرخابی میافتد بیرون. صاحب کارگاه با یک سینی و دو استکان چایی از آبدارخانه میآید. پهلوی زن را نیشگون میگیرد. زن میخندد. استکان چای را فوت میکند. مرد به سمت پرده میآید. دختر از پرده فاصله میگیرد. پلهها را بی صدا میدود بالا. صدای بسته شدن در زیر زمین را از توی حیاط میشنود. بالای پلهها که میرسد دوستش را میبیند
مطلب کامل
|
كاوشي درچيستي ادبيات
مجيد نصرآبادي
چيستي ادبيات در هر دوراني متاثر از نگاه منتقدان همان عصر به مسئله ادبيات است. در دنياي كهن "نقش ترغيبي و ارجاعي" زبان مهمترين كاربرد را براي ادبيات داشته است، اما در دوران معاصر نگاه منتفدين بيشتر معطوف به "نقش هاي فرا زباني و ادبي" زبان است. ادبيات كاربر روي زبان است و زبان كانال ارتباطي كه از طريق آن تفكر، تجربه و عاطفه به مخاطب منتقل مي شود و اين عوامل بايد با تخيل جمع شود تا زبان هنجار را به زبان ادبي تبديل كند و در قالبي زيباشناسانه كه متاثر از نگاه دوران است شكل پذيرد و مخاطب را بر انگيزد. ادبيات هنري متاثر از زمانه است كه در حيطه زبان رخ مي نمايد.
مطلب کامل
|
نوشتن ويروس
کامران میرهزار
اين هم شد شعر؟ از خود می پرسی شعر واقعا همان کلماتی اند که در دالان های الکترونيکی از انزوای هستی خود چون پرتابی که ناچار به شعر؟ می بينی که تخيل راه را بر راهی تازيانه ای را بر کلمه ای ديگر تا اين وحشی رام شود
مطلب کامل
|
سه شعر
شقایق زعفری
جمع شدند از عذاداری و عروسی گفتند رقصیدند گریه کردند خودشان از گیجی خودشان گیج خوردند. نقطه های زیادی بود جمله هایی بیشتر یکی یکی پشت هم قطار شدند داد کشیدند و پچ پچ کردند
مطلب کامل
|
تفسیر بر شطحی از شیخ ابوبکر شبلی
محمد آسیابانی
دکتر داریوش شایگان به سید جلالالدین آشتیانی که خود فرهیختهای بزرگ بود و در تهیهی متون فلسفی ایران به زبان فرانسه با ایرانشناس فقید هانری کربن همکاری میکرد، گفت: «چرا خود شما تاریخ فلسفهی ایرانی ـ اسلامی را نمینویسید و مراحل عمدهی آن و پیوندهایی را که در تکوین اندیشههای فلسفی وجود دارند را نشان نمیدهید؟» استاد آشتیانی جواب دکتر را این گونه داد: «ترسیم دورنمای کلی اندیشهی فلسفی به صورتی که شما میخواهید برای من ناممکن است، من روش مناسب این گونه پژوهشها را نمیشناسم، وجود خود من خلاصهای است از این فلسفه.» خوب اگر استاد آشتیانی نمیتواند از سنت فلسفی خود فاصله بگیرد برای هانری کربن این امر بسیار ساده است، و او بود که اولین کتاب تاریخ فلسفهی اسلامی را نوشت و به جهانیان شناساند.
مطلب کامل
|
در ستایش سانسور
سعید طباطبایی
... هنوز هم بزرگترین دغدغه نویسنده و هنرمند ایرانی همان واژه "سانسور" است. دغدغهای که حتا از دغدغه کسب معاش هم در رتبهبندی، بالاتر میایستد. واژهای که به دلیل شباهت آوایی و نوشتاری و ...، همه ما را یاد "ساتور"* میاندازد. درباره این واژه که امروزه همزاد واژه "ادبیات" و "هنر" شده بسیار نوشته و بسیار گفتهاند و البته بماند که این حرفها ناشنیده مانده است، شاید هم شنیدهاند و به روی خود نیاوردهاند. قس علی هذا باز هم درباره سانسور نوشته خواهد شد و باز هم... اما راستش من فکر نمیکنم سنت سانسور به این راحتیها از کشور گل و بلبل و... سانسور دست بردارد. آخر همه ما به آن عادت کردهایم، در خون ما ریشه دوانده است و نسلهای نسل با آن بزرگ شدهایم. شاید به همین دلیل است ادبیات ایرانزمین از زمان پیدایی با سانسور سروکار داشته و البته از رو نرفته است و در همین خفقان توانسته بزرگترین شاهکارها را بیافریند.
مطلب کامل
|
فسیلهای آقای دکتر
علی بلانشو
وقتی آرزوها بر باد بروند، آدم سنگین میشود و مثل یک تکه سنگ به زمین میچسبد. من هم سنگ شدهام. نه آن قدر بزرگ که هرکول هم نتواند جاکنش کند و نه چنان کوچک که در جیب کودکان خانه کنم تا بلکه یک روز به دریا برسند و مرا به درونش پرتاب کنند. آدم وقتی سنگ میشود، ماتش میبرد. دچار هیجانات نمیشود. همیشه سرش را میاندازد پایین و آسمانش را گم میکند. آسمانم گم شده است. افتادهام در باتلاقی که هر چه دست و پا بزنم بدتر و بیشتر فرو میروم. نه تشویق موثر است و نه تنبیه. همه چیز بیهوده است. دور و برم هر روز خلوت تر میشود. دوستانم یا از سنگشدگی من خستهاند و یا خودشان سنگ شدهاند، مثل من.
مطلب کامل
|
مسخ
آرمان سلاحورزی
آقای گرگور زامزا یک روز صبح که از خواب بیدار شد، احساس کرد یک رشته سیم داخل سرش شده است. توی سرش صدای تیکتاک ِ ناجوری میشنید و به نظرش رسید که مغزش از آن چمدانهای چرمی سیاه تو فیلمهای اکشن دوزاری است که توش بمب ساعتی کار گذاشتهاند. یکبار تو تلویزیون دیده بود که تو موزهی اعضای طبیعی بدن، یک شش ِ سالم را کنار شش ِ یکنفر سیگاری گذاشتهاند. شش سالم سفید و زرد بود و عین گل آفتابگردانی چیزی سرحال؛ شش ِ سیگاری سیاه بود. حالا مغزش چرمی و سیاه بود و مکعب شکل. توی موزهی اعضای طبیعی بدن چیز ِ باحالی میشد. تصور کنید که آن دنبالچهی ته مغزش، شده بود دستهی کیف.
مطلب کامل
|
خودنگري يك چهره
فتح اله بينياز
ارزش پيدا كردن اشياء، نخستين بار بهوسيله كارل ماركس وارد عرصه فلسفه شد و «شىءزدگى» و كالاپرستى به مثابه مقولههايى مرتبط با امر «از خودبيگانگى» در مقياس وسيعى مطرح شدند. نكتهاى را هم نبايد از نظر دور داشت: اشياء داستانهاى واقعگرا، حتى از نوع مدرن، عناصرى معمولىاند و خواننده دیر یا زود با آنها - براى نمونه داروخانه هومه در رمان «مادام بوواری» اثر فلوبر، خشم سیاه پوستی به نام واش در داستان «واش» از فاکنر و افکار «آشنباخ» در «مرگ در ونیز» نوشته توماس مان - آشنا مىشود. و با آن «الفت معمولى» برقرار مىكند، درحالىكه در «تو خودت را دوست نداری» نه تنها مکانی مثل کتابخانه تعین ندارند، بلکه خواننده سرانجام با جا و مکان «گویندهها» بیگانه میماند و احساسات راوی برایش محلی از انس و الفت ندراد.
مطلب کامل
|
رنج متن
شهلا زرلكي
ساروت در سال 1994 درست شش سال قبل از مرگش در گفت و گو با رامین جهانبگلو (کتاب نقد عقل مدرن) میگوید: «واقعیت روانشناختی امروز ما پیچیدهتر از واقعیت روانشناختی رمان قدیم است. ما به طور فزایندهای با پیچیدگی عظیم شخصیت روبهرو هستیم. من ترجیح میدهم از "من" ی حرف بزنم که هم از نظم منطقی آگاهی فرار میکند و هم از توصیف سیستماتیک ناخودآگاه. اینجاست که "من" چند بعدی و چند شکلی نمایان میشود که سعی دارم آهسته آهسته به چنگش بیاورم، درست مثل فیلمی که با دور کند تماشا کنید. به آنچه در این شخصیت میگذرد نگاه میکنم و بدون آن که از همان آغاز یک برچسب روانشناختی مثل عقده اودیپ یا چیز دیگر به آن بزنم، تغییر و تحول آن را میبینم.» با توجه به آنچه ساروت در این گفت و گو در ارتباط با پیچیدگی شخصیت و یا همان من چند بعدی میگوید، میتوان با قطعیت اعلام کرد که رمان «تو خودت را دوست نداری» در حقیقت مصداق و مثال کاملی برای تئوری های نظری اوست.
مطلب کامل
|
برخورد نارسيسيستي با اگزيستانسياليسم
رسول عبدالمحمدي
نويسنده به خوبي توانسته وجود را به شكلي كه با تفكر اگزيستانسياليستي خوانايي دارد به تصوير بكشد، عدم تمايز شخصيت ها از هم يكي از دلايل بارز اين ادعاست. آنچه صورت منطقي اين اثر را شكل مي دهد دغدغه هاي فكري و حسي اي است كه در سراسر رمان وجود دارد و همواره خواننده را منتظر نتيجه نگه مي دارد، ولي همين عدم شكل گيري شخصيت و ازدحام مسائل ذهني مطرح شده در رمان و عدم شكل گيري قصه در نهايت باعث مي شود بسياري از مكالمه ها زائد جلوه كنند و صورت منطقي رمان لطمه ببيند. به گونه اي كه شايد بتوان انتزاعي بودن رمان را به دليل عدم توانايي نويسنده در تصوير وجود با صبغه ي اگزيستانسياليستي با استناد به واقعيت دانست. در نهايت رمان تبديل به متني جهت بروز نگاهي شده كه سعي دارد برخي مختصات دنياي پسامدرن را وارد تفكر اگزيستانسياليستي كند.
مطلب کامل
|
نامرئي نوشتن
مجيد تيموري
پلکله: هنر، نامرئی را بازگو نمیکند. بلکه نامرئی را مرئی میکند. با نیم نگاهی به این جمله، ناتالی ساروت نیز ادبیات را جنبش مداومی از مرئی به نامرئی، از عیان به نهان از شناخته به ناشناخته میداند یعنی ادبیات را دگرگونی مداوم صورتها و قالبها مینامد براساس همین غیرمتعارف بودن روایتهایش و عدم استفاده از تکنیکهای داستانی و شخصیتپردازی جزء لاینفک منشور تفکری است که با عنوان ضد رمان پایهریزی کرده است البته قصدم توضیح و تبیین چارچوبهای جریان رمان نو در ادبیات نیست. بیشک تحلیل روانشناختی و درونکاوی (من) در رویدادها و اتفاقات روزمره آن هم با چند من تکهتکه شده در درون من آرمانی و گفتوگوی غیرمتعارف آنها به کشف زوایای تاریک و مبهم ناخودآگاه منتهی میشود.
مطلب کامل
|
فراخوان چهارمین دوره جایزه ادبی والس
سایت ادبی والس قصد دارد چهارمین دوره جایزه ادبی والس را در سال 1387 با موضوع "رمان منتشر نشده" برگزار کند. هدف سایت ادبی والس از برگزاری چهارمین دوره جایزه با این موضوع، شناسایی رمانها و آثار ارزشمندی است که طی سالهای اخیر به دلایل مختلف از انتشار بازماندهاند و همچنین بررسی پتانسیلها و تواناییهای واقعی ادبیات امروز ایران که به دلیل وضعیت نابسامان نشر تاکنون به طور جامع قابل مطالعه نبوده است. این جایزه پیشاپیش و همراه با این فراخوان، اعتراض خود را به وضعیت بیمار نشر در ایران و دیگر کشورهای فارسیزبان اعلام میدارد و معتقد است تا معضلات مختلف انتشار کتاب حل نشود ادبیات ایران به جایگاه درخور دست نخواهد یافت.
مطلب کامل
|